۱۳۹۴/۱۱/۲۴

خاکستری

افراد از زاویه دید خود در موردت نظر می دهند، و بر مبنای این که تو در جهت منافع آنان بوده ای یا نه. 
کسی دنبال این نیست که تو اصالتاً چه خصوصیاتی داری، تا زمانی که در جهت خواست ایشان باشی، مورد ستایش واقع می شودی، و وقتی بر خلاف انتظارشان رفتار کنی یا تصمیم بگیری، محکوم می شوی.
مهم نیست که در هر کدام از دو حالت، منطق چه می گوید، وجدان به کدام سمت است، یا درست و غلط کدام است و اصولاً با کدام معیار سنجیده می شود.
مهم تنها یک مقایسه است، بین آن چه به نظر می رسد بوده ای، و آن چه انتظار داشته اند که باشی.
ممکن است از نظر کسی تا دیروز فرشته ای بوده باشی که حاضر است جانش را برایت بدهد، و امروز شیطانی شده باشی که نفس کشیدنت موجب رنجش و عذابش می شود.
هم زمان از یک زاویه سیاه و از زاویه  دیگر سفید به نظر می رسی، این سیاه و سفید دیده شدن ها، اصل ماجرا را تغییر نمی دهد. 
کم ریسک ترین کار این است کاری بکنی که به نظرت درست است، نه کاری که به نظر دیگران درست است. نظر دیگران یکسان نیست و دنبال جلب نظر همه بودن، تنها موجب سردرگمی است. این طوری حداقل اگر هم اشتباه کرده باشی، اشتباه خودت است، حسرت نمی خوری که ای کاش خودم تصمیم گرفته بودم و بر اساس حرف و نظر دیگران منفعالانه و کوکورانه پیش نمی رفتم.
ارسال یک نظر