۱۳۹۳/۱۲/۰۱

قضاوت

شاید وقتی می گوییم ایران کشوری جهان سومی است و از کشورهای پیشرفته دنیا عقب تر است، زود فکرمان برود سمت این که آن ها در صنعت پیشرفته ترند، یا شهر ها و روستاهایشان امکانات و رفاه بیشتری برای زندگی دارد.
اما به نظرم گیر اصلی ما نه در صنعت و تکنولوژی بلکه در علوم انسانی است، زاویه دیدمان به دنیا اشکال دارد، بلد نیستیم درست فکر کنیم، درست تحلیل کنیم، درست رفتار کنیم. نتیحه این ضعف می شود ضعف در حوزه های دیگر. 
حالا فرض بفرمائید شروع می کنیم به این که با مطالعه علوم انسانی، روش های مدرن مدیریتی، خودشناسی و ... این ضعف را پوشش دهیم و در مسیر درست قرار بگیریم. در این زمینه خوشبختانه روز به روز شاهد این هستیم که افراد بیشتری متوجه این ضعف شده اند و برای جبران آن تلاش می کنند. 
منتهی مشکلی که وجود دارد، این است که تغییر نگرش بسیار سخت است، با خواندن چند کتاب و مقاله و شرکت در چند کلاس، نمی شود نگرش را اصلاح کرد. مطالب را می خوانیم و می شنویم ولی باز با عینک نگرش جهان سومیمان آن ها را می فهمیم.
یکی از نمونه هایی که این چند وقت به آن برخورد کرده ام، افرادی هستند که در مورد تحلیل شخصیت افراد مطالبی خوانده اند، اتواع تست هایی که در این زمینه هست را پیدا کرده اند، خودشان و اطرافیان را از طریق همین تست ها و نشانه هایی که در رفتار افراد می بینند تحلیل می کنند. 
تا اینجای کار اشکالی وجود ندارد و خیلی هم خوب است. مشکل از آن جا آغاز می شود که فراموش می کنند که بشر با همه تلاش هایش در زمینه علوم انسانی بسیار عقب تر از علومی چون فیزیک و ریاضی است و نتایجی که از این تست ها بدست می آید را الزاماً نباید درباره اش مطمئن بود و نباید با دیدن دو نشانه و بدست آمدن نتیجه چند تست در مورد موجود پیچیده ای به نام انسان حکم کلی داد.
یکی از ضعف هایمان این است که هنوز مطلق نگر هستیم و بلد نشده ایم که در برابر هر گزاره ای یک علامت سوال - هرچند کوچک - در ذهنمان بگذاریم تا راه بازگشتی از اعتقاداتمان و قضاوت هایمان در ذهن باقی بماند.
ارسال یک نظر