۱۳۹۲/۰۸/۰۲

بشارت به یک شهروند هزاره سوم

اتفاقی سینما آزادی بودم با یک دوست، یکی از فیلم ها بالای پوسترش نوشته بود: «شهروند هزاره سوم»، با بازیگرانی مثل حمید فرخ نژاد، نیکی کریمی، بیتا فرهی و مهدی احمدی ... گفتم خوب! حالا که اینجاییم ببینیمش ....
بعد وقتی فهمیدم اسم کامل فیلم یک «بشارت» هم اولش داره و چون طوری نوشته بودند این کلمه «بشارت» را که درست تشخیص داده نمی شد از چشم منم پنهان مانده بود که دیگه دیر شده بود و بلیت خریده بودیم و روی صندلی در حال دیدن فیلم بودیم.
اصولاً کلماتی چون «بشارت» آدم رو یاد کلاس «دینی» دوران تحصیل میندازه، و دقیقاً این فیلم یک کلاس یک ساعت و نیمه درس «دینی» دبیرستان است. 
فیلم که با موضوع شیطان و خدا و تأکید بر فرقه های شیطان پرستی داستانش به پیش میرفت؛ شخصیت اصلی داستانش (با بازی هنگامه قاضیانی) زنی بود که الهیات خوانده و تمام دستاویزش آموزه هایی بود که فراگرفته، تلاش می کرد با بهره گیری از همان آموزه ها که صرفاً فرا گرفته و از چرایی شان بی خبر است جلو این شیطان بایستد. 
در این مبارزه در نبرد بین پوچی (آموزه هایی بدون دانستن چرایی) و پوچی (نا امیدی و باور به پوچی جهان) طبعاً کسی هم پیروز نشد. هر چند داستان فیلم طوری نوشته شده بود که شخصیت اصلی سربلند از این مبارزه بیرون می آمد ولی انقدر این پیروزی سست و شکننده و باور ناپذیر بود که نه کسی را با خود کشاند و نه کسی باورش کرد. 
فیلم که تمام شد سالن سینما که به دلیل نیم بها بودن بلیت سینما در روز سه شنبه پر شده بود، با سرعتی بیش از حد معمول خالی شد، همه عجله داشتند زود تر این کلاس دینی را ترک کنند.
فیلمی سفارسی، بد ساخت، با داستانی نا گیرا و شخصیت پردازی های ضعیف؛ نمونه بارزی از حیف و میل ثروت مردم برای کاری غیر مردمی، توصیه می کنم اگر خواستید بروید و در سینما این فیلم را ببینید، به کلمه «بشارت» توجه کنید تا مانند من فریب نخورید!
ارسال یک نظر