۱۳۹۰/۰۳/۲۸

بچه دار شدن

بدون ویرایش ، پاسخ هایی به یک پرسش که دوستی در شبکه اجتماعی مطرح کرده بود دادم را نقل می کنم :

آیا بچه دار شدن الزامیست یا خیر؟
متاسفانه بیشتر به این مساله از این زاویه ی دید نگاه می شود که "بچه زندگی ما را بهتر می کند یا خیر ؟ یا بچه برای یک زندگی زناشویی لازم است یا خیر" و معمولا دو جواب به این سوال داده می شود : "1- بچه نمک زندگی است و پیوند زناشویی را محکم می کند" و "2- تولید مثل یک امر طبیعی است و نباید خلاف طبیعت رفتار کنیم"
نکته ای که به نظرم مهمه زاویه ی دید دیگری است که به نظر من ما بزرگ تر ها به دلیل خودخواهی یا بی توجهی از آن غافلیم ، و آن سوال این است که آیا بچه ای که متولد می شود از این که در چنین خانواده ای ، با این شرایط فرهنگی ، با این نوع احساسات و تفاهم موجود و با این شرایط اقتصادی خانواده به دنیا بیاید راضی خواهد بود یا خیر؟ مسلما کسی نمی تواند جواب کسی که هنوز متولد نشده است را بداند ، ولی می توان خود را جای او گذاشت و از خود پرسید آیا من دوست داشتم چنین پدر و مادری داشتم و در این خانواده متولد می شدم؟
نکته ی دیگری که وجود دارد این است که در واقع در حالی که هیچ آموزشی در خصوص به دنیا آوردن بچه ها و باید ها و نباید ها و چرایی اش وجود ندارد و اگر آموزشی هم باشد بر اساس معیار های اعراب 1400 سال پیش است اصولا از افراد عامی و کمتر تحصیل کرده نمی توان انتظار داشت که خیلی روی این موضوع فکر کنند ، آن ها مثل بقیه ی کار هایی که می کنند از روی غریزه و یا عرف زندگی می کنند : آدم به دنیا میاد ، بزرگ تر میشه میره مدرسه ، (شاید بعدش دانشگاه هم بره) ، بعد میره سر کار ، بعد زن میگیره ، بعد خوب بچه دار میشه ، بعد بچه دار میشه ، بعد بچه دار میشه ... تا روزی که دیگه نتونه بچه دار بشه و بچه هاش در خوشبینانه ترین حالت با انواع کمبود ها بزرگ میشن و این چرخه رو اونا هم شروع می کنن و به پایان می رسونن (فرض کردیم این وسط طرف دزد و معتاد و این جور چیزا نمی شه و خیلی هم آدم شریفی از آب در میاد که معمولا دیگه بعیده همچین اتفاقی بیافته )
افراد تحصیل کرده این فرق رو دارن که به این درک رسیدن که تعداد بچه باید محدود باشه ، تا بشه بچه رو از لحاظ فرهنگی و اقتصادی ساپورت کرد ، برای همین یک یا دو بچه براشون تبدیل به «عرف» شده ، که خب این یه قدم مثبته ، ولی از اونجایی که این مطلب عرف شده ، باز بسیاری از آدم های طبقه متوسط بدون فکر به این عرف تن می دن ، که : دو تا بچه باید داشته باشن" و خیلی اوقات بدون این که قبلش بسنجن واقعا موقعیت بچه دار شدن رو دارن یا نه به این عرف عمل می کنند.
در نهایت چیزی که می خوام بگم بچه دار شدن یک مسوولیت بزرگه و بچه وسیله ای برای شادی ما ، یا رفع اختلاف های زن و شوهر نیست ، دیگه دوره ی این حرف ها که "هر آن کس که دندان دهد نان دهد" گذشته ، کسی که می خواد بچه دار بشه باید فکر همه چیز رو بکنه ، بچه تو این روزگار نیاز کلی هزینه داره ، احتیاج به کلی وقت داره که برای تربیتش صرف بشه ، دیگه دوره ای که بچه پس می انداختن و ولش می کردن تو باغچه و لای خاک و گل بزرگ می شد گذشته.
بچه های امروزی اگر بزرگ بشوند خودشونو با هم دوره های خود مقایسه می کنند ؛ اگر حس کنند ، شما بدون حساب و کتاب اونا رو به این دنیا آوردید ، توی روتون می ایستند و میگویند : "برای چی منو به دنیا آوردی و بدبخت کردی؟" دیگه کسی نمی گه ، "خدا این طوری خواسته یا اون طوری خواسته" این روزا آدما فکر می کنن و به قضا و قدر و اینی که احترام پدر و مادر (تحت هر شرایطی)واجبه و اینطور چیزا اعتقادی ندارند و حق هم دارند ! این روزا آدما فکر می کنن و دور و برشون پر از منابع اطلاعاتیه ؛ پس نباید بدون فکر این کار رو کرد ، بچه ها این استدلال ها رو از ما قبول نمی کنند !
البته منظور این نیست که فرد بعد از تولد هر ایرادی بگیرد محق هست ، منظور در خصوص مواردی بود که ایراد بگیرد و من و شمای پدر یا مادر هم به او حق بدهیم ، مثلا اگر زن و شوهری با هم اختلاف دارند و به توصیه ی بزرگتر ها ! بچه دار می شوند که اختلافاتشان حل شود (بدیهی است که نمی شود) و فردا فرزندشان به ایشان خرده بگیرد که شما که با هم مشکل داشتید چرا منو به دنیا آوردید که تحت اختلافات شما در شرایط نا خوشایند بزرگ شوم ، خب حق دارد ! ندارد؟
یا در مورد مسایل اقتصادی ، زن و شوهری که حتی قادر به تأمین حداقل های لازم از لحاظ اقتصادی نیست وقتی به خاطر اعتقاد به این جمله که : "هرآنکس که دندان دهد نان دهد" بچه ای را به دنیا می آورد و این بچه همیشه با محدودیت های بی شمار اقتصادی در طول زندگی اش مواجه می شود و از حداقل های لازم برای رشد باز می ماند ، آیا فرزند آن ها حق ندارد اعتراض کند که چرا بدون فکر به این دنیا آورده شده است؟
یه نکته ی دیگه هم در مورد کسانی که می گویند بچه دار شدن یه کار طبیعی هست و نباید بر خلاف طبیعت کار کنیم . سوال من اینه که در طبیعت هر موجودی در فصل های مشخصی که بهش فصل جفت گیری می گویند جفت گیری می کنه و بچه تولید می کنه ، شما چرا این کار رو نمی کنید؟ تولید 10 تا 20 بچه کاری طبیعی است ، شما چرا خلاف طبیعت رفتار می کنید؟ پاسخ شما مطمئنا بر مبنای عقل هست و این که ما انسانیم و باید بر اساس منطق رفتار کنیم ، حرف من هم همین است ! منتهی یکم بیشتر از شما طرفدار عقل و منطقم ! یکم بیشتر !

ارسال یک نظر