۱۳۸۹/۰۸/۱۵

سرطانی به نام دشمن !

بین المللی : ایران با اعراب - ایران با روسیه - ایران با انگلیس - ایران با آمریکا - ایران با چین و ...

دینی - مذهبی : شیعه با سنی - اسلام با یهود - اسلام با مسیحیت - اسلام با زرتشت و ...

داخلی : ترک با فارس - فارس با عرب - کرد با ترک - کرد با فارس - گیلک با مازنی و ...

منطقه ای : رشت با انزلی - سبزه وار با مشهد - اصفهان و شیراز - قزوین و زنجان - تبریز و اردبیل – قم و کاشان – کاشان با اصفهان - آبادان و اهواز – دزفول و بهبهان با کل شهرهای دیگر خوزستان - بروجرد و خرم آباد – زاهدان و زابل- همه شهر ها با تهران و ...

درون یک شهر : درون شهرها (مثلاً تهران) : بالای شهر با پایین شهر - شرق با غرب و ... - درون روستا : بالا محله با پایین محله و ...

در محیط های علمی : دانشگاه های سراسری و آزاد - دانشگاه های سراسری تهران و شهرستان ها - دانشگاه های سراسری درون تهران با همدیگر : شریف با همه - همه با علم و صنعت - تهران با پلی تکنیک - و ...

در هنر : موسیقی سنتی با هر موسیقی دیگری - موسیقی پاپ با راک - شعر سنتی با شعر نو - کلاً هنر نو و سنتی - معماری ایرانی پیش از اسلام و بعد از اسلام – هنرمندان تازه کار با پیشکسوت ها و ...

در اصناف : کارمند ها و کاسب ها - مهندس ها و پزشک ها - بازاری ها (سنتی) با مغازه داران (پاساژ های امروزی) - پزشک ها با حکیم ها (پزشکان سنتی که با داروهای گیاهی به درمان بیماران می پردازند) - مهندسان رشته های مختلف با همدیگر (برق با همه – همه با برق – عمران با مکانیک- همه با صنایع و ...) - بازیگران تأتر با سینما گران و هر دو با بازیگران تلویزیون – معلمان دینی و عربی با ریاضی و فیزیک – معلم های دبستان با معلم های راهنمایی و دبیرستان – نیروی زمینی با نیروی هوایی - کشتی گیران با فوتبالیست ها - چلو کبابی ها و رستوران های فرنگی - قهوه خانه با کافی شاپ – آبدارچی ها با همه – همه با مالی و حسابداری و ...

در سیاست : نظام با اپوزوسیون های داخل ایران – نظام با اپوزوسیون های خارج از ایران – نظام با اجزای درون خود – اپوزوسیون های خارجی با داخلی - اپوزوسیون های خارجی با همدیگر - (بوق سانسور!) و ...

در اجتماع : خانم های چادری و خانم هایی که به حجاب علاقه ندارند - مردهای ریشو با مردهای سه تیغه - افراد با اعتقادات مذهبی با افراد غیر مذهبی - همه با موتورسواران - نیسان آبی با همه - اتوبوس با مینی بوس - تاکسی با همه - خاور با نیسان آبی – آقایون با همه راننده های خانم – شهر نشین ها و روستاییان – فقیر ها و پولدار ها - اهالی حوزه های علمیه با دانشگاهیان - نسل های جدید با قدیم – کلاً سنت و مدرنیته و ...

در خانواده : پدر با مادر – مادر با پدر – پدرو مادر با فرزندان – فرزندان با پدر و مادر – برادر با خواهر – با جناق ها با همدیگر – مادر زن با داماد – مادر شوهر با عروس – عروس و خواهر شوهر و ...

به نظر شما علت پر رنگ بودن کلمه «دشمن» در سطوح و لایه های مختلف ایران چیست ؟

گزینه های پیشنهادی :

1) چون یک نفر زیاد این کلمه رو به کار می بره !

2) چون راحت ترین راه برای فرار از مسوولیت پیدا کردن یک مقصر (شما بخوانید دشمن) و انداختن همه تقصیر ها به گردن اوست.

3) چون عدم تقسیم عادلانه ثروت و امکانات در کشور ما در بین قومیت ها ، شهرها ، مذاهب ، زبان ها باعث ایجاد نوعی احساس کمبود در بین مردم شده ، و مظلوم به جای مبارزه برای گرفتن حق ، نفرت را برگزیده است (این که مبارزه می گویم منظورم جنگ و دعوا نیست لزوماً).

4) چون ما عادت داریم دلمون برای خودمون بسوزه.

5) چون ما سیاه و سفید می بینیم همه چیز رو.

6) چون ما بلد نیستیم تو قالب یک گروه با هم متحد بشیم برای همین نیروهامون همیشه هرز می ره و در جهت یک هدف متمرکز نمی شه ، بنابراین نتیجه ای هم نمی گیریم و خوب چه بهانه ای بهتر از وجود یک دشمن برای توجیه ناکامی های خود !

7) چون قدرت های استکباری برنامه ریزی کردن که اتحاد بین ما برقرار نشه بعد بتونن با خیال راحت اهداف استعماریشونو در ایران دنبال کنن.

8) چون نظام برنامه ریزی کرده که اتحاد بین ما برقرار نشه بعد بتونن با خیال راحت بر ما حکومت کنن.

9) چون ما تحت استبداد چند هزار ساله یاد گرفته ایم حرف هایمان را مستقیم نزنیم ، مشکلاتمان را بیان نمی کنیم و ناراحتی هایمان از یکدیگر را درونمان می ریزیم ، این مسایل حل نشده درونمان باقی می ماند و تبدیل به کینه می شود و این کینه کم کم به دشمنی تبدیل می شود.

10) چون ما معمولاً وزن احساساتمون بر منطقمون می چربه. باسه همین تحلیل ها ، نتیجه گیری ها و تصمیمامون احساسیه و به جای آنالیز منطقیه مسایل برای یافتن راه حل ، تحلیل هامون احساسیه و دشمن تراشی یکی از عوارض برخوردهای احساسی با مشکلاته.

ارسال یک نظر