۱۳۸۹/۰۱/۲۸

او ما را انتخاب می کند . . . ؟

مامان چرا من به دنیا اومدم؟
چون خدا خواسته عزیزم
مامان من چه جوری به دنیا اومدم؟
من و بابا دعا کردیم و خدا تو رو به ما داد عزیزم!

چرا بچه دار شدی؟
خب این طبیعت آدمه
باید بچه دار شد
بی بچه زندگی معنا نداره

حالا تو که همیشه 8 ت گرو 9 ت هست ، چه جوری می خوای از پس خرجش بر بیای؟
غم مخور عمو! خدا روزی رسونه ! هر آن کس که دندان دهد نان دهد!

تو که ساعت 9-10 شب میای خونه مث جنازه میوفتی می خوابی ، کی می خوای برای این طفل معصوم وقت بذاری.
آی گفتی اصن یه عشقی داره وقتی از بیرون میام از سر و کولم بالا میره.

آخه مرد حسابی تو و زنت که هر شب می زنین تو سر و کله هم دیگه این طفل معصوم رو باسه چی به دنیا آوردین؟
آخه همه می گفتن : «بچه بیارین اوضاعتون خوب میشه!»

آخه مرد حسابی بچه رو چرا می زنی؟
آخه پدر سگ یه دقیقه آروم نمی گیره
به اون چه تو رو اخراج کردن؟ چرا سر بچه خالی می کنی؟

ما می توانیم او را انتخاب کنیم ، ولی آیا :
او هم ما را انتخاب می کند . . . ؟

پ.ن : معلم دینی دبیرستان مان می گفت اگر می خواهید بچه تان حلال زاده باشد باید قبل از نزدیکی نیت کنید که : «خداوندا برای رضای تو می خواهم بچه ای (فعلی که به کار برد رو یادم نمیاد) پس بیاندازم ؛ قربت الی الله ، الله اکبر !» و در حین عملیات نیز باید فکر و ذکرتان خدا باشد !
حالا تصور کنید ! وسط اون ماجرا چه زهر ماری میشه اوقات آدم وقتی اصولاً به چیزی فکر کنه یا مثلا کتاب مفاتیح الجنانی چیزی رو هم بذاره رو شکم یا کمر خانومش (بستگی به حالت فیزیکی ای که در حین انجام عبادت انتخاب کرده) و ورقش بزنه . البته در صورتی که این رویه مورد استفاده قرار بگیره احتمالاً می تونه راه حل مناسبی برای کنترل جمعیت و تنظیم خانواده باشه ، چون اصولاً «سرمه و سرمه دون» بی حال می شن و بچه ای هم به وقوع نخواهد پیوست ، انشاءالله!


ارسال یک نظر