۱۳۸۹/۱۰/۲۴

بابا ! هر چی می گم رو ننویسید (نپذیرید) ، قبلش فکر کنید یه خورده ، مگه خدا به شما عقل نداده؟

جبرئیل بر پیامبر نازل شد و فرمود : ای رسول خدا به مسجد برو که پیام خدا را به بندگانش برسانی ...
پیامبر نعلین به پا کرد و به مسجد شد ، در گوشه ای نشست و برای این که مطمئن شود همه صدایش را می شنوند ، با صدای بلند گفت : «یک ، دو ، سه امتحان می کنیم : الف ، لام ، میم !» (1)
پیروان حضرتش همه پوست و پر و جوهر آماده کردند و نوشتند : الـم !
پیامبر فرمود : «اینی که گفتم را ننویسید !»
پیروان نوشتند : و لا اکتبوا ما اقل ...
پیامبر فریاد زد : «واقعاً که مثل الاغ می مونید همتون !»
پیروان نوشتند : کمثل الحمار ...
پیامبر بلند شد و با دست اشاره به زمین کرد به این معنا که : خاک بر سرتان !
پیروان گفتند : پیامبر می گوید سجده کنید ، و همگی سجده کردند ...
پیامبر با چهره ای مستأصل به دوربین زُل زد !

پ.ن : این مطلب تنها یک طنز ساده است ، عقاید مذهبی هر انسانی برای نویسنده ی این وبلاگ قابل احترام می باشد.
(1) : حروف مقطعه
(2) : آیه های سجده دار در قرآن کریم
ارسال یک نظر