۱۳۸۹/۰۵/۱۸

امروز

1-

هر صبح دنبال بهانه ای می گردم تا به چیز هایی که باید فکر کنم ، فکر نکنم !


2-

در کمدم را باز می کنم ،

زیر تختم را نگاه می کنم ،

داخل کشو را می گردم ،

تا اثری بیابم ، که باور کنم هنوز زنده ام . . .

3-

صدای تیک تاک ساعت دلم را شور می اندازد ، که نکند زندگی ، همین قدر که تا به حال بوده ، بی معنا باشد.

4-

هر چه می گذرد ، حس چشایی ام ضعیف تر می شود ؛ مزه ی روزها را نمی فهمم . . .

5-

سی سال برای یک کشور چندین هزار ساله قابل صرف نظر کردن است ، سی سالی که کل عمر من بوده . . .



ارسال یک نظر